منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
موضوعات
صفحات
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 265
:: کل نظرات : 32

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 26

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 11
:: بازدید هفته : 76
:: بازدید ماه : 186
:: بازدید سال : 748
:: بازدید کلی : 748
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

در کربلای 4 بود که ما گروه‌ها را تبدیل به گردان کردیم و سه گردان فعال داشتیم که ترجیح دادیم به

تیپ تبدیل شود. بنده خدمت امیر "شمخانی" رفته و مجوز گرفتم. بعد متوجه شدم سردار "محسن رضایی"

موافق این مطلب نبوده است چون در آن زمان حساسیت زیاد بود و ایشان مایل به تشکیل تیپی جدید نبودند.

ما احساس کردیم ، مخالفتی وجود دارد، اسم تیپ را 313 گذاشتیم و خدمت آقای نظران (رحمه الله علیه) ـ

دبیر شورای عالی دفاع در آن زمان ـ رفتم و حمایت ایشان را خواستار شدم. ایشان نامه‌ای به سپاه نوشتند و

از این کار تقدیر کردند که سردار رضایی بعداً گفته بودند: "این کار را خود باقرزاده ترتیب داده است!"

به هرحال با هر مخالفتی بود تیپ تشکیل شد و وارد مباحث جدیدی هم شد، ازجمله شناسایی اردوگاه اسراء عراق ، به عنوان نمونه اردوگاه موصل 4 را شناسایی کردیم و طرح آزادسازی اسراء را بعداز عملیات کرکوک ریختیم طرحی که با عنوان 101 معرفی شد. این طرح تا شورای عالی دفاع رفت و آنجا گفتند احتمال موفقیت 50% است و طرح مسکوت ماند. در سالهای بعد آقای "هاشمی" در نمازجمعه اشاراتی به این طرح داشتند. سرانجام این تیپ بعداز مدتی به تیپ 26 موسوم شد که تا بعداز جنگ هم بود و سپس منحل شد چون ضرورتی برای ادامه کار آن احساس نگردید.


:: بازدید از این مطلب : 1225
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

بحث تفحص همانطور که گفتم در خلال جنگ آغاز شد. ما سازمانی را در قرارگاه نیروی زمینی

سپاه تحت عنوان گروه انصارالمؤمنین ایجاد کردیم که کارشان همین بود. اینها در بعضی مواقع

زیر نور ماه، شهداء را پیدا می‌کردند به شهدا طناب می‌بستند و آنها را از زیر پای دشمن انتقال می‌دادند.

این سازمان بدلیل تعدد عملیات‌ها نیاز به تقویت داشت، چون تعاون سپاه فعالیت‌های زیادی را

نیز عهده‌دار بود. درخلال جنگ ، قریب بر 19 هزار شهید ارتش هم توسط سپاه تخلیه شد،

اگرچه ارتش سازمانی به نام امور درگذشتگان داشت، اما این سازمان فعال نبود، در بعضی از مقاطع ما به ارتش پلاک هم می‌دادیم.


:: بازدید از این مطلب : 1235
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

در مقابل منطقه عملیاتی فتح‌المبین منطقه ای بود که تا قبل از عملیات محرم آن را آزاد نکرده‌ بودیم. بعداز آنکه دشمن از "جبل‌ حمرین" به عقب رانده شد منطقه وسیعی از غرب دشت عباس در منطقه عمومی فکه آزاد شد. شهدای زیادی از عملیات فتح المبین باقی مانده بود که انتقال اینها در دستور کار قرار گرفت.

راه‌کارهای زیادی ارائه شد ، کار سخت بود چون دشمن پس از کندن خاکریزها، روی شهدا خاک ریخته بود و شهدا محل‌شان مشخص نبود ، ناگفته نماند بعضی از اجساد دشمن هم در منطقه پراکنده بود و چون عراقی‌ها هیچ اهتمامی به انتقال اجسادشان نداشتند، این اجساد همچنان در منطقه باقی‌مانده بود. در عراق فقط صدام دارای جایگاه بود درصورتی که صدام مدعی بود « الشهداء منّا اکرم جمیعا » به هرحال یک ادعایی بود که صورت واقعی نداشت.


:: بازدید از این مطلب : 1196
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

یادم هست پیکر شهیدی بود بسیار بلند قد با تمام تجهیزات، درکنار پیکر مطهر آن شهید

شیشه پنی‌سیلین محتوی آب بود که بعداً متوجه شدم حاوی آب نمک است، وقتی رزمندگان

تعادل نمک بدنشان به هم می‌خورد، این شیشه را مکیده تا نمک بدنشان به حالت عادی برگردد.

بچه‌ها، آن شهید را از روی قرآن شناسایی کردند، نامش "غفار درویشی" بود. عملیات شناسایی به همین منوال انجام می‌‌گرفت.


:: بازدید از این مطلب : 1273
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

عصر بود که حجم آتش کم شد، با دوربین به نقطه ای رفتم که دید بهتری روی کانال داشته باشم.آنچه می دیدم باور نکردنی بود. از محل

کانال فقط دود بلند می شد ومرتب صدای انفجار می آمد. اما من هنوز امید داشتم.با خودم گفتم:ابراهیم شرایط بسیار بدتری از این را هم

سپری کرده، نزدیک غروب شد. من دوباره با دوربین بهکانال نگاهی انداختم.احساس کردم از دورچیزی پیداست و در حال حرکت است.

با دقت بیشتری نگاه کردم.کاملاً مشخص بود،سه نفر در حال دویدن به سمت ما بودند ودرمسیر مرتب زمین می خوردند و بلند

می شدند وزخمی وخسته به سمت ما می آمدند.معلوم بود از کانال می آیند.فریاد زدم و بچه ها را صدا کردم.به بقیه هم گفتمتیراندازی

نکنید.بالاخره آن سه نفر به خاکریز ما رسیدند. پرسیدم:از کجا می آیید.حال حرف زدن نداشتند. یکی از آنها خواست . سریع قمقمه رو به

او دادم.دیگر دیگری هم از شدت ضعف وگرسنگی بدنش می لرزید. وسومی بدنش غرق به خونبود. وقتی سرحال آمدند گفتند:از بچه های

کمیل هستند. با اضطراب پرسیدم: بقیه بچه ها چی شدن؟ در حالی که یکی از آنها سرش را به سختی بالا می آورد گفت:فکر نمی کنم

کسی غیراز ما زنده

باشد. هول شده بودم.دوباره وبا تعجب پرسیدم:این پنج روز چه جوری مقاومت کردید؟ باهمان بی رمقی اش جواب داد زیرجنازه ها مخفی

شده بودیم اما یکی بود که این پنج روز کانال رو سر پا نگه داشته بود. عجب آدمی بود! یک طرف آر پی جی می زد و یک طرف تیربار

شلیک می کرد.

درآخرین صفحه این دفترچه نوشته شده بود:

امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب و غذا را جیره بندی کردیم، شهدا انتهای کانال کنارهم قرار قرار دارند، دیگر شهدا تشنه

نیستند.فدای لب

تشنه ات پسر فاطمه(س).یکی از اون سه نفرپرید توی حرفش وگفت:همه شهدا رو ته کانال هم می چید .آذوقه وآب رو پخش می کرد،به

مجروح ها می رسید.اصلاً این پسر خستگی نداشت.گفتم :مگر فرمانده ها ومعاون های دوتاگردان شهید نشدن ، پس از کی داری

حرف می زنید؟

گفت:یه جوونی بود که نمی شناختیمش ، موهایش این جوری بود ... ، لباسش اون جوری و چفیه... . داشت روح از بدنم جدا می شد.

سرم داغ شده بود.آب دهانم را قورت دادم.اینها همه مشخصه های ابراهیم بود.با نگرانی نشستم ودستانش را گرفتم وگفتم:آقا ابراهیم

الان کجاست؟

گفت: تا آخرین لحظه که عراق آتش می ریخت زنده بود وبه ما گفت :تا می تونید سریع بلند بشیدو تا کانال رو زیر ورو نکردند فرار کنید.

یکی ازاون سه نفر هم گفت:من دیدم که زدنش.با همون انفجار اول افتاد روی زمین.این گفته ها آخرین اخباری بود که از کانال کمیل

داشتیم و ابراهیم تا به حال حتی جنازه ای هم ازش پیدا نشده ، همیشه دوست داشت گمنام شهید شود.چند سال بعداز عملیات

تفحص شهدا، محمودوند از بچه های تفحص که خود نیز به درجه رفیع شهادت رسید نقل می کند:

یک روز در حین جستجو، در کانال کمیل شهیدی پیدا شد که دروسایل همراه او دفترچه یادداشتی قرار داشت که بعد از گذشت سالها

هنوز قابل خواندن بود، درآخرین صفحه این دفترچه نوشته شده بود:امروز روز پنجم است که در محاصره هستیم، آب و غذا را جیره بندی

کردیم، شهدا انتهای کانال کنارهم قرار قرار دارند، دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س).


:: بازدید از این مطلب : 1279
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

روز شمار جنگ: 1359

1- فروردین

       نوزدهم. آمریکا روابطش را با ایران قطع کرد و صدام بار دیگر ایران را تهدید کرد .او ایرانی ها را که در                                    

       عراق زندگی می کردند اخراج کرد.

2- اردیبهشت

       پنجم. هواپیماها ،بال گردها وکماندوهای آمریکایی مخفیانه به ایران آمدند تا گروگان ها را آزاد کنند. در طوفان           

       شن های طبس سوختند. کارتر در آمریکا عزای عمومی اعلام کرد.

       پنجم. عراق تأسیسات نفتی دهلران را بمب باران کرد.

3- خرداد

       دهم. عراقی ها شهرها و پاسگاه های مرزی مهران را زدند . مهرانی ها سلاح می خواهند تا بجنگند.

4- تیر

       بیست و یکم. 30 هواپیما ،60 خلبان و500 نظامی پایگاه نوژه را سازمان دادند تا مناطق حساس کشور وتهران                

       را بزنند و بختیار دولت را در اختیار بگیرد. کودتا شکست خورد.

5- مرداد

       ششم. شاه مرد ومردم در خیابان ها شادی کردند وشیرینی دادند.

       هجدهم. عراق آماده ی جنگ است؛ در مرز سنگر ساخته ، لشکر آورده ، مانور می دهد وشناسایی می کند.

       بیست و چهارم. رئیس جمهور و ظهیر نژدا به مرز رفتند تا از تحرکات عراق بازدید کنند که با لگردشان سقوط

       کرد اما سالم ماندند.

6- شهریور

       بیست و ششم. صدام جلوی دوربین های تلویزیونی عراق قرارداد الجزایر را پاره کرد.     

       سی و یکم. صدام مصاحبه ی مطبوعاتیش را نیمه تمام رها کرد تا چند روز دیگر در اهواز تمامش کند. مردم     

       هراسان توی خیابان ها می ریزند. شهر میان شعله های سیاه می سوزد.

7- مهر

       جیمی کارتر، رییس جمهور آمریکا «جنگ ایران و عراق ممکن است  باعث آزادی گروگان ها شود. جنگ می

       تواند ایران را در مورد  لزوم صلح و پذیرش قوانین بین المللی متقاعد نماید.»

       یکم. 140 جنگنده ی ایرانی مناطق حساس عراق را بمب باران کردند.

       پنجم. صدام آتش بس خواست وامام گفت تا در خاکمان هستید از آتش بس خبری نیست.

       آیة الله خامنه ای ، نماینده امام در ارتش: وضعیت بسیار بد است، نمی شود گفت بد،اصلا غم انگیز است، یگان         

       های زمینی یارای ایستادگی ندارند وسپاه پاسداران هم آمادگی کامل ندارد. ممکن است که شهرهای بزرگ اهواز  

       ودزفول از دست برود.

       نهم. وقتی عراقی ها نزدیک اهواز بودند، به جوانان اهوازی خبر دادند امام گفته مگر جوانان اهواز مرده اند ؟

       جوانان بر آشفتند وبا کمک نیروهای نظامی شبانه به عراقی ها حمله کردند وآن ها را هشتاد کیلومتر عقب زدند.

       بیست و چهارم. آن قدر مدافعان خرمشهری ، در خیابان چهل متری شهید شدند که خرمشهر خونین شهر نام     

       گرفت.

8- آبان

       چهارم. خونین شهر اشغال شد.

       هشتم. عراقی ها نیمه شب در جایی پرت پل زدند تا از بهمن شیر بگذرند و وارد شهر شوند. دریا قلی، پیرمرد

       اوراقچی، آن ها را دید ، سریع به شهر رفت و به مدافعان خبر داد. مدافعان آمدند وعراقی ها فرار کردند.

 

9- آذر

       فیگارو، روزنامه فرانسوی : جنگ ایران وعراق از ژون گذشته (تیر 59 )آغاز شد که برژینسکی به اردن سفر

       کرد و در مرز اردن و عراق صدام حسین را ملاقات کرد. او قول داد که از صدام حسین کاملا حمایت می کند

       وبه او تفهیم کرد آمریکا با آرزوی عراق برای تسلط بر شط العرب (اروند) واحتمالا برقراری یک جمهوری   

       عربستان در این منطقه (استان خوزستان) مخالفت نخواهد کرد. 

       هفدهم. رزمنده ها در غرب اهواز کانال زدند وآب کارون وکرخه را در محدوده ی پیش روی عراقی ها رها       

       کردند تا عراقی ها عقب بنشینند.

10- دی

       چهارم. امام: مدتی است درباره ی حمله صحبت می شود اما انجام نمی شود؛ چرا؟

       چهارم. فرانسه به عراق 60 جنگده ی میراژ داد.

       شانزدهم. عملیات نصر را بنی صدر از هویزه شروع کرد و روز اول هم به  پیروزی های رسید ، اما روز  

       دوم عراقی ها نیروهای پیش رو، علم الهدی و دانشجویان خط امام، را محاصره و شهید کردند.

       بیست و هفتم. عراق هویزه را اشغال کرد وشهر را ویران.

11- بهمن

       بنی صدر. به رجوی ومجاهدین نزدیک شد. رجوی به فرانسه رفت تا حمایت غربی ها را برای جنگ داخلی

       جلب کند.

12- اسفند

       نخست وزیر. محمد علی رجائی، در پاسخ به پیشنهاد آتش بس: می جنگیم ومقاومت می کنیم تا متجاوز شناسایی

       شود.

       چهاردهم. حادثه ی دانشگاه تهران. بنی صدر در دانشگاه سخنرانی می کرد که گروهی شعار دادند ورئیس       

       جمهور به طرفدارانش گفت معترضان را ادب کنید بسیاری از دانشجویان حزب الهی راکتک زدند وبرخی را

       از بالای دیوار پرت کردند. بعدهم در دانشگاه راه افتادند و گروهی را گرفتند و گروهی را زندانی کردند.


:: بازدید از این مطلب : 1257
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

روز شمار جنگ: 1360  

 

 

1- فروردین

       حسن باقری، از فرماندهان جنگ : باید به خود جرأت داد. این نوع جنگیدن به درد نمی خورد. استراتژی

       جنگ باید عوض شود.

       لوموند، مجله ی فرانسوی «توازن میان نیروها کاملا به نفع عراق است. بغداد قبل از این که دست به اقدامات     

       کینه توزانه بزند، ذخایر قابل توجهی از سلاح های سنگین و لوازم وقطعات یدکی روسی برای خود فراهم آورد

       وهم اکنون نیز تجهیزات پیش رفته ی نظامی مورد احتیاجش را از انگلستان، آلمان فدرال، ایتالیا و به ویژه

       فرانسه به طور مستقیم یا از طریق عربستان سعودی دریافت می کند.»

2- اردیبهشت

        عراق. شهرهایی راکه گرفته غارت کرده و آن ها را که نگرفته گلوله باران و بمب باران می کند.                         

       بیستم. کشور های غیر متعهد به ایران و عراق پیشنهاد صلح دادند. بنی صدر به امام نامه نوشت؛ پیشنهاد بهتر         

       از این نمی شود.

3- خرداد

       بیستم. نامه یک خطی امام: آقای ابو الحسن بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح برکنار شده اند.

       سازمان مجاهدین. رسما وارد مبارزه ی  مسلحانه شد.

       سی ویکم. صدام: عقب نشینی از خاک ایران برای عراق مدرن اتفاق نخواهد افتاد. عقب نشینی را ضعیفان، بی

       خردان و کسانی که زمین های خود را دوست ندارند و مردمی که به ملت خود علاقه مند نیستند انجام می دهند.

         سی و یکم. دکتر چمران وزیر دفاع و فرمانده ستاد جنگ های نا منظم، شهید شد. امام گفت: هنر آن است که

        بی هیاهوهای سیاسی وخود نمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوا.

 

4- تیر

       ششم. منافقین در مسجد ابوذر بمب گذاشتند، آیت الله خامنه ای مجروح شد.

       هفتم. منافقین در دفتر حزب جمهوری اسلامی بمب گذاشتند، آیت الله بهشتی و72 مسئول نظام شهید شدند.

5- مرداد

       هفتم. بنی صدر و رجوی به فرانسه فرار کردند. امام: متأثرم برای این عده جوانی که از این اشخاص منحرف

       بازی خورده اند. در توبه بازاست. الان هم اگر همه ی این هایی که در خارج رفتند ومی خواهند حکومت ایران

       را به هم بزنند، همه ی این ها توبه کنند و برگردند به مملکت خودشان و واقعا بخواهند که خدمت کنند به

       مملکت خودشان، خوب برگردند بیایند خدمت کنند؛ کسی کارشان ندارد.

6- شهریور

      هشتم. منافقین رئیس جمهور و نخست وزیر ایران را شهید کردند.

7- مهر

       چهارم. هفته نامه ی آمریکایی یواس نیوز: دولت مردان متعصب ایران ضعیف تر از آن هستند که دشمن را از

       خاک خود بیرون کنند.

       عراق، موقعیتش را در مناطق اشغالی محکم کرده است.

       پنجم. رزمندگان در عملیات ثامن الائمه محاصره ی آبادان را شکستند. رادیو لندن؛ پیروزی ایران در آبادان

       برای صدام هم یک عقب نشینی نظامی ست هم یک عقب نشینی سیاسی.

       شاهنزدهم. آیت الله خامنه ای رئیس جمهورشد.

       بیست ودوم. امام، آیت الله هاشمی رفنسنجانی را نماینده ی خود در شورای عالی دفاع کرد.

8- آبان

       بیست و چهارم. صدام به کنفراس کشور های اسلامی نامه نوشت که حاکمیت عراق را بر سرزمین های اشغال

       شده به رسمیت بشناسند.

9- آذر

       نهم. درعملیات طریق القدس بستان آزاد شد.

       هجدهم. عراق ایلام را با بمب های ناپالم وخوشه ای بمب باران کرد که 90 نفر شهید شدند.

10- دی

       ضد انقلاب در آمل دست به اسلحه برد و خیابان ها را به جبهه ی جنگ تبدیل کرد.

11- بهمن

       هفدهم. ارتش عراق به چزابه حمله کرد، اما مقاومت ایرانی ها چزابه را حفظ کرد.

12- اسفند

       یکم. رزمندگان با عملیات مولای متقیان چزابه را آرام کردند.

       بیست وهشتم. گویا عراقی ها فهمیده اند ایرانی ها می خواهند عملیات کنند. 28 اسفند آن ها پیش دستی کردند

       وبه محدوده ی دو قرارگاه آماده برای عملیات حمله کردند وسازمان قرارگاه ها را به هم زدند فرماندهان مردد

       شدند که عملیات را انجام بدهند یا نه؟


:: بازدید از این مطلب : 1382
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

روزشمارجنگ: 1361

 

1- فروردین

       یکم. گویا عملیات لو رفته . فرمانده سپاه از امام می پرسد چه کند؟ امام می گوید استخاره ندارد، عمل

       کنید. فرماندهان به قرآن تفأل می زنند و آیه های سوره ی فتح می آید.اسم عملیات را قتح المبین می گذارند.

       هشتم. پایان فتح المبین. هفده هزار عراقی اسیر می شوند. برای اولین بار ارتش عراق در مرزهایش مانع می

       سازد تا از خاکش محافظت کند.

 

2-اردیبهشت

       دهم.عملیات الی بیت المقدس برای آزادی خرمشهر آغاز می شود.

       سیزدهم. هواپیمای بن یحیی، وزیرخارجه ی الجزایر، در راه ایران سقوط کرد. عراقی ها گفتند ایران هواپیما را        

       زده . ولی سال ها بعد اعتراف کردند خودشان هواپیما را زده اند.

       بیست ویکم. هویزه در عملیات بیت المقدس آزاد شد؛ از شهر جز یک ساختمان و یک مسجد باقی نمانده.

3- خرداد

       دوم. سقوط خرمشهر نزدیک است. صدام نا آرام در کاخ راه می رود، می نشیند، بر می خیزد و دوباره راه می   

       رود. فحش می دهد و بی هوش می شود. بهش سرم می زنند. فریاد می زند«جوخه های اعدام صحرایی تشکیل

       دهید. آه! محمره از دست رفت.»

         سوم. خرمشهر آزاد شد. نوزده هزار عراقی اسیر شدند. خبر گزاری ها هم باورشان نمی شود.

       شانزدهم. اسراییل به لبنان حمله کرد. ایران نیرو فرستاد دمشق تا به لبنانی ها کمک کند. امام گفت: می دانند ما 

       به فلسطین حساس هستیم. حمله کردند که ما را از جبهه های خودمان غافل کنند.

4- تیر

         تلاش برای نجات صدام. جمهوریت ترکیه: دشمنی با انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی ایران تنها موردی است

       که آمریکا و شوروی بر سر آن توافق دارند. کمک های تسلیحاتی شوروی و کمک های مالی واطلاعاتی

       آمریکا، که با آزادی خرمشهر گسترش یافته، دلیلی بر این مدعاست.

       بیست وسوم. آغاز عملیات رمضان. وزیر خارجه ی فرانسه: ایران باید بداند که وارد خاک عراق نمی شود،

       بلکه به یک نیروی متحد حمله می کند.

5- مرداد      

       دوم. هاشمی رفنسجانی؛ مشکل ما این است که قصد آسیب رساندن به عراق رانداریم. اگر بمب ها یمان را روی

       شهرهای عراق متمرکز کنیم جنگ به سرعت پایان می یابد.

6- شهریور

       دوم. واشنگتن پست؛ 10 هزار مصری در ارتش عراق می جنگند.

       هشتم. هفته نامه ی عربی المجله، چاپ لندن: ارزش سلاح هایی که فرانسه در این مرحله به عراق رساند، بیش

       از سه میلیارد فرانک فرانسه بود.

7- مهر

       عراق جزیره ی خارک رامرتب می زند؛ نود درصد صادرات نفتی ایران از خارک است. عراق تهدید کرده هر

       کشتی ای که در خارک پهلو بگیرد می زند.

8- آبان

      دهم. عملیات محرم در شرهانی وعین خوش 70 چاه نفت موسویان وزبیدات را به ایران رساند.

      انگلیس، درحال ساختن پناگاه برای 28 هزار سرباز عراقی است. پناگاه یک تونل فولادی به ظرفیت 1200نفر

      دارد و در یکی از آن ها که کنار کاخ ریاست جمهوری بود انواع تجهیزات الکترونیکی. کامپیوتر، تله پرینت

      وشبکه های ارتباطی آماده کرده بودند تا دفتر صدام درآن با تمام  نقاط عراق درتماس باشد وشرکت راکال برای

      عراق کارخانه ی تولید پیش رفته ترین رادیوی نظامی جهان، جاگوار، راساخت.

9- آذر

      هجدهم. آمریکا اعتباری 300میلیون دلاری برای خرید برنج و گندم دراختیار دولت عراق قرار داد. دولت

      آمریکا تضمین داد اگرعراق تا سه سال آینده پول غله را نپرداخت صورت حساب طلب کارهای عراق راخواهد

      پرداخت.  

10- دی

   هجدهم. آغاز والفجر مقدماتی؛ موانع پیچیده و آتش شدید سد راه رزمندگان می شود و پیش روی انجام نمی شود.


:: بازدید از این مطلب : 1399
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

روزشمارجنگ: 1362

 

1- فروردین

      بیست و یکم. عملیات والفجر یک پس از هفت روز در منطقه ی شمالی فکه بی نتیجه پایان می یابد. 

2- اردیبهشت

      عراق حمله به مناطق غیرنظامی را تشدید می کند. می پرسند چرا حمله ی متقابل نمی کنیم؟ امام می گوید مردم

      عراق با ما هستند.

 

3- مهر

      هاشمی رفسنجانی. فرمانده عالی جنگ می شود.

4- آبان

      هشتم. عراق به نفتکش های ایرانی حمله کرد.

      نهم. شورای امنیت قطع نامه 540 را تصویب کرد و از دو طرف خواست به نفتکش ها حمله نکنند.

5- آذر

     بیست و چهارم. نماینده ه های صلیب سرخ از شهرهایی که عراق بمب باران کرده بازدید کردند.

     بیست و هفتم. رامسفلد به دیدار صدام دربغداد رفت ونامه ی ریگان رابرای توسعه ی مناسبات نظامی، تجاری

     وسیاسی به او رساند.

6- دی

     بیست وهفتم. 25 دقیقه بعد از آن که خبر دادند عراقی ها تعهد کردند به مناطق مسکونی حمله نکند، عراق ایلام،

     خرم آباد، خرمشهر و آبادان را بمب باران و موشک باران کرد.

7- اسفند

     سوم. ایران عملیات خیبر را در هور شروع کرد. عراقی ها غافل گیر شدند.

     بیست وهشتم. کارشناسان سازمان ملل از مناطق جنگی ایران بازدید کردند وتأیید کردند که عراق از گاز خردل

     واعصاب استفاده کرده.

     هیأت سازمان ملل. وروزنامه نگاران غربی یکی از بمب های شیمیایی کار نکرده ی عراق را می بینند. علائم

     روی بمب نشان می دهد ساخت اسپانیاست.


:: بازدید از این مطلب : 1167
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : defaemoghadas3
پنج‌شنبه 01 اسفند 1392

 

روزشمارجنگ: 1363

1- اردیبهشت

     سوم. عراق با هواپیما های پیشرفته ی سوپر اتاندارد فرانسوی خارک و نفت کش های ایرانی را زد تا صدور

     نفت ایران سخت شود.

     هفتم. طارق عزیز به مسکو رفت تا شوروی به عراق میگ23، میگ21، موشک اسکادبی و 2 میلیارد دلار وام

     دهد.

2- تیر

     تیمرمن، محقق آمریکایی؛ شرکت آلمانی کارل کولمب شش خط تولید سلاح شیمیایی در مجتمع سامره ایجاد کرد.

     اولیش سال 1983 تکمیل شد وآخریش سال 1986. از گاز خردل واسید پروسیک تا انواع گازهای عصبی سارین  

     وتابون را در آن مجتمع تولید و درخمپاره ها، راکت ها و گلوله های توپ جاسازی می کردند؛ بی تردید این

     بزرگترین کارخانه ی سلاح شیمیایی در جهان بود. 

3- مهر

     ایران. 80هواپیما دارد و تحریم است، عراق 600هواپیما دارد وسالانه 14میلیارد دلار جنگ افزار می خرد.

4- آبان

     صدام. ما دو راه بیش تر نداریم؛ مصالحه کنیم یا برای حل مساله ی جنگ شهرهای ایران را بزنیم.

     یازدهم. خورچون، روزنامه ی آمریکایی: عراق در جنگ از بمب های اکسیژنی استفاده می کند که از اتحاد

     جماهیر شوروی گرفته است.

5- آذر

     پنجم. بعد از هفده سال، آمریکا روابطش را با عراق برقرار کرد تا ریگان انواع تکنولوژی را به عراق بفروشد.

     تیمرمن. عراقی ها فوج فوج برای خرید می آمدند تا به هر راه ممکن تکنولوژی و ابزار مورد نیاز شان رابخرند.

6- دی

     هاشمی رفسنجانی، فرمانده جنگ: وضع حکومت عراق بحرانی است. کشور های حامی بغداد به ما گفته اند شما

     با رفتن صدام راضی می شوید یا چیزهای دیگری هم می خواهید؟

7- اسفند

     نوزدهم. عملیات بدر در هور الهویزه. عراق از گاز اعصاب، تاول زا، سیانور وعامل خون استفاده کرد.

     بیستم. عراق همدان، کرمانشاه، تبریز، نهاوند، تویسرکان، قزوین، زنجان، اراک، دزفول، اندیمشک، ارومیه،

     اسلام آباد، کرمانشاه و گیلان غرب را بمب باران کرد.


:: بازدید از این مطلب : 1317
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران