شهیدی که با شماره تلفن خونش شناسایی شد - 1392/12/05
شهیدی که با کاغذ داخل لوله خودکار شناسایی شد - 1392/12/05
چند جرعه از آب قمقمه آن شهید كه چند روز پیش پیدا كردیم بردم تهران - 1392/12/05
اگر آبى داخل قمقمه دوازده سال زیر خال بماند چه مى شود؟ - 1392/12/05
یكى... دو تا... پنج تا... همین جورى میان زباله ها شهید پیدا كردیم - 1392/12/05
یك آینه كوچك، كه پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(علیه السلام) - 1392/12/05
در غربتى دوازده ساله روى سیم خاردار دراز كشیده بود - 1392/12/05
«ان شااله كه شهید است...!» - 1392/12/05
محل اصلى خدمتش در واحد لجستیك لشكر در پادگان دو كوهه بود. - 1392/12/05
نزدیك كه رفتیم، متوجه شدیم جمجمه یك شهید است - 1392/12/05
متوجه شدیم شهید به حالت «سجده» بر زمین افتاده است - 1392/12/05
دگمه هاى لباس سپاه او را كه باز كردیم، متوجه یك گلوله عمل نكرده خمپاره - 1392/12/05
«مى روم تا انتقام سیلى زهرا بگیرم...» - 1392/12/05
روى برانكارد را كه خالى كردیم، پیكر شهیدى را یافتیم كه بروى آن دراز كشیده - 1392/12/05
شهید كفش هاى طبى مخصوص افراد معلول را به پا داشت - 1392/12/05
روى آن نوشته شده بود: «حسین جانم» - 1392/12/05
یكى از تازه واردین را خاک مى كنند تا شهدا دلشان به حال او بسوزد - 1392/12/05
دو دبّه پلاستیكى بیست لیترى آب در دستان استخوانى اش قرار داشت - 1392/12/05
بعثى ها دخترش را كشتند تا با ما همكارى نكند،همیشه مى گفت: فداى سر شهدا! - 1392/12/05
شما شب ها آنجا چه مى كنید؟ گفتند: ما هم فكر مى كردیم شما شمع - 1392/12/05
از آن روز به بعد، عبدالامیر با ما زیارت عاشورا مى خواند! - 1392/12/05
روى دندان هاى جمجمه مى ریخت - 1392/12/05
هویت شهید روى زبانه پوتین كاملا نوشته شده بود - 1392/12/05
توى جمجمه شهید یك تكه گل بود. در آوردم، دیدم پلاك شهید است - 1392/12/05
درست مى گفت; درست بود، اما یك دست مصنوعى - 1392/12/05
«از این مكان بوى عطر مى آید و هر جا بوى عطرباشد، شهید ایرانى - 1392/12/05
معجزه شد. تكه پارچه اى از جیب لباس شهید به چشم بچه ها خورد - 1392/12/05
مى گفت: «خودم را مى كشم یا زخمى مى كنم تا مرا به عقب بفرستند» - 1392/12/05
از بین آن همه جسد عراقى، پیكر یك شهید كشف شد. - 1392/12/05
«سعید جان! این بار مادرت خیلى بى تابى مى كند، زود برگرد.» - 1392/12/05
اما خیلى عجیب: پیكر نبود! مثل این كه كسى داخل این لباس نبود! - 1392/12/05
ابهت عراقى ها شكست و آمدند كنار ما نشستند و صحنه كشف - 1392/12/05
دو شهید در سمت چپ و راست معبر بود كه بین آنها تعداد زیادى قمقمه - 1392/12/05
فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی - 1392/12/05
عده ای هم به ساجده زن صدام نامه نوشته و درخواست کمک کرده بودند - 1392/12/05
"مینا والمریا" است - 1392/12/05
طرح آزادسازی اسراء را بعداز عملیات کرکوک ریختیم - 1392/12/05
اینها در بعضی مواقع زیر نور ماه، شهداء را پیدا میکردند به شهدا طناب میبستند - 1392/12/05
صدام مدعی بود « الشهداء منّا اکرم جمیعا » - 1392/12/05
درکنار پیکر مطهر آن شهید شیشه پنیسیلین محتوی آب بود - 1392/12/05
دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س). - 1392/12/05
راهی بازار شد.مثل دیوانه ها شده بود.عکس را به صاحبان مغازه ها نشان میداد - 1392/12/05
دیدیم روی پیشانی یک شهیدروئیده اند - 1392/12/05
عکسی خندان از امام خمینی(ره) تو جیب شهید گمنام... - 1392/12/05
ژنرال بعثی گفت: همراه این شهید پارچه قرمزرنگی بود - 1392/12/05
دیگر دنبال آب نبودیم . « شهید ابوالفضل ابوالفضلی» - 1392/12/05
هفت شهیدی که با قیچیهای بزرگ فولادی از وسط جدا شده بودند - 1392/12/05
شهدایی که با شکنجه، زنده به گور شدند - 1392/12/05
شهدایی که در فاضلاب انداخته شده بودند - 1392/12/05
روی عقیق نوشته بود:« به یاد شهدای گمنام» - 1392/12/05
شهیدی که با کاغذ داخل لوله خودکار شناسایی شد - 1392/12/05
چند جرعه از آب قمقمه آن شهید كه چند روز پیش پیدا كردیم بردم تهران - 1392/12/05
اگر آبى داخل قمقمه دوازده سال زیر خال بماند چه مى شود؟ - 1392/12/05
یكى... دو تا... پنج تا... همین جورى میان زباله ها شهید پیدا كردیم - 1392/12/05
یك آینه كوچك، كه پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(علیه السلام) - 1392/12/05
در غربتى دوازده ساله روى سیم خاردار دراز كشیده بود - 1392/12/05
«ان شااله كه شهید است...!» - 1392/12/05
محل اصلى خدمتش در واحد لجستیك لشكر در پادگان دو كوهه بود. - 1392/12/05
نزدیك كه رفتیم، متوجه شدیم جمجمه یك شهید است - 1392/12/05
متوجه شدیم شهید به حالت «سجده» بر زمین افتاده است - 1392/12/05
دگمه هاى لباس سپاه او را كه باز كردیم، متوجه یك گلوله عمل نكرده خمپاره - 1392/12/05
«مى روم تا انتقام سیلى زهرا بگیرم...» - 1392/12/05
روى برانكارد را كه خالى كردیم، پیكر شهیدى را یافتیم كه بروى آن دراز كشیده - 1392/12/05
شهید كفش هاى طبى مخصوص افراد معلول را به پا داشت - 1392/12/05
روى آن نوشته شده بود: «حسین جانم» - 1392/12/05
یكى از تازه واردین را خاک مى كنند تا شهدا دلشان به حال او بسوزد - 1392/12/05
دو دبّه پلاستیكى بیست لیترى آب در دستان استخوانى اش قرار داشت - 1392/12/05
بعثى ها دخترش را كشتند تا با ما همكارى نكند،همیشه مى گفت: فداى سر شهدا! - 1392/12/05
شما شب ها آنجا چه مى كنید؟ گفتند: ما هم فكر مى كردیم شما شمع - 1392/12/05
از آن روز به بعد، عبدالامیر با ما زیارت عاشورا مى خواند! - 1392/12/05
روى دندان هاى جمجمه مى ریخت - 1392/12/05
هویت شهید روى زبانه پوتین كاملا نوشته شده بود - 1392/12/05
توى جمجمه شهید یك تكه گل بود. در آوردم، دیدم پلاك شهید است - 1392/12/05
درست مى گفت; درست بود، اما یك دست مصنوعى - 1392/12/05
«از این مكان بوى عطر مى آید و هر جا بوى عطرباشد، شهید ایرانى - 1392/12/05
معجزه شد. تكه پارچه اى از جیب لباس شهید به چشم بچه ها خورد - 1392/12/05
مى گفت: «خودم را مى كشم یا زخمى مى كنم تا مرا به عقب بفرستند» - 1392/12/05
از بین آن همه جسد عراقى، پیكر یك شهید كشف شد. - 1392/12/05
«سعید جان! این بار مادرت خیلى بى تابى مى كند، زود برگرد.» - 1392/12/05
اما خیلى عجیب: پیكر نبود! مثل این كه كسى داخل این لباس نبود! - 1392/12/05
ابهت عراقى ها شكست و آمدند كنار ما نشستند و صحنه كشف - 1392/12/05
دو شهید در سمت چپ و راست معبر بود كه بین آنها تعداد زیادى قمقمه - 1392/12/05
فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی - 1392/12/05
عده ای هم به ساجده زن صدام نامه نوشته و درخواست کمک کرده بودند - 1392/12/05
"مینا والمریا" است - 1392/12/05
طرح آزادسازی اسراء را بعداز عملیات کرکوک ریختیم - 1392/12/05
اینها در بعضی مواقع زیر نور ماه، شهداء را پیدا میکردند به شهدا طناب میبستند - 1392/12/05
صدام مدعی بود « الشهداء منّا اکرم جمیعا » - 1392/12/05
درکنار پیکر مطهر آن شهید شیشه پنیسیلین محتوی آب بود - 1392/12/05
دیگر شهدا تشنه نیستند.فدای لب تشنه ات پسر فاطمه(س). - 1392/12/05
راهی بازار شد.مثل دیوانه ها شده بود.عکس را به صاحبان مغازه ها نشان میداد - 1392/12/05
دیدیم روی پیشانی یک شهیدروئیده اند - 1392/12/05
عکسی خندان از امام خمینی(ره) تو جیب شهید گمنام... - 1392/12/05
ژنرال بعثی گفت: همراه این شهید پارچه قرمزرنگی بود - 1392/12/05
دیگر دنبال آب نبودیم . « شهید ابوالفضل ابوالفضلی» - 1392/12/05
هفت شهیدی که با قیچیهای بزرگ فولادی از وسط جدا شده بودند - 1392/12/05
شهدایی که با شکنجه، زنده به گور شدند - 1392/12/05
شهدایی که در فاضلاب انداخته شده بودند - 1392/12/05
روی عقیق نوشته بود:« به یاد شهدای گمنام» - 1392/12/05
Powered by LOXBLOG.COM